تبليغاتX
مهر

مهر

چگونه خدمت گذار خوبی باشیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 11:45  توسط زهرا شجاعی   | 

ماه رجب هفتمین ماه از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و از ماههای حرام است. رجب نام نهری است در بهشت که از عسل شیرین‌تر و از شیر سفیدتر است و هر کس در این ماه روزه دارد، از آن نهر آب می نوشد. به ماه رجب، رحب الأصب، یعنی ماه ریزش رحمت خداوند بر مردم نیز می‌گویند.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:«ماه رجب برای امت من «ماه استغفار» است. رجب ماه خدا و ماه شعبان ماه من و ماه رمضان ماه امت من است. کسی که یک روز از ماه رجب را روزه گیرد، مستوجب خشنودی خداوند گردد، غضب الهی از او دور می‌گردد و دری از درهای جهنم به روی او بسته می‌شود.»

در حدیث دیگری آمده است که هر کس سه روز آن را روزه دارد بهشت بر او واجب گردد.
در ماه رجب دعاها و اعمال خاصی وارد است که مهمترین آنها « اعمال ایام البیض » (13 تا 15 ماه) و اعمال ام داوود و برنامه اعتکاف است.
این اعمال در کتاب شریف مفاتیح الجنان محدث قمی گردآوری شده است.
حوادث تاریخی و مذهبی بسیاری در ماه رجب روی داده است که در زیر به آن اشاره می‌شود:
ولادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام در سال 57، امام محمد تقی علیه السلام در سال 195، میلاد امام علی علیه السلام در کعبه، مبعث پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم، شهادت امام موسی بن جعفر علیه السلام در سال 182 و شهادت امام علی النقی علیه السلام در سال 254، وفات ابراهیم فرزند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم در سال دهم هجرت، وفات ابوطالب علیه السلام در سال دهم بعثت، رحلت حضرت زینب (بنا به نقلی) و درگذشت ابن سکیت، در سال 244 قمری.

منابع :
هدایه الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 97؛ مفاتیح الجنان، ص 240
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت 11:39  توسط زهرا شجاعی   | 

عده‏اي با گفتن اين سخن مي‏خواهند ارزش عبادت را نفي کنند ، ارزش زهد را نفي کنند ، ارزش علم را نفي کنند ، ارزش جهاد را نفي کنند ، اين همه ارزشهاي عالي و بزرگي را که در اسلام براي انسان وجود دارد ، يکدفعه نفي کنند .
مي‏گويند : مي‏دانيد " انسانيت " يعني چه ؟ يعني‏ خدمت به خلق خدا .
مخصوصا بعضي از اين روشنفکرهاي امروز خيال مي‏کنند به‏ يک منطق خيلي خيلي عالي دست يافته‏اند و اسم آن منطق خيلي عالي را انسانيت و انسان گرائي مي‏گذارند .
انسان گرائي يعني چه ؟ مي‏گويند : يعني خدمت کردن به خلق ، ما به خلق خدا خدمت مي‏کنيم .
مي‏گوئيم : بايد هم به خلق خدا خدمت کرد ، اما خود خلق خدا چه مي‏خواهد باشد ؟ فرض‏ کنيم شکم خلق خدا را سير کرديم و تنشان را پوشانديم ، تازه ما به يک‏ حيوان خدمت کرده‏ايم .
اگر ما براي آنها ارزش بالاتري قائل نباشيم و اصلا همه ارزشها منحصر به خدمت به خلق خدا باشد و نه در خود ما ارزش ديگري‏ وجود داشته باشد و نه در ديگران ارزش ديگري وجود داشته باشد ، تازه خلق‏ خدا مي‏شوند مجموعه‏اي از گوسفندها ، مجموعه‏اي از اسبها .
شکم يک عده‏ حيوان را سير کرده‏ايم ، تن يک عده حيوان را پوشانده‏ايم . البته اگر انسان ، شکم حيوانها را هم سير کند به هر حال کاري کرده است ، ولي آيا حد اعلاي انسان اين است که در حيوانيت باقي بماند و حد اعلاي خدمت من‏ اين است که به حيوانهايي مثل خودم خدمت کنم و حيوانهايي مثل خودم هم حد اعلاي خدمتشان اين است که‏ به حيواني مثل خودشان که من باشم خدمت کنند ؟ نه ، خدمت به انسان ارزش والائي است ، ولي انسان به شرط انسانيت . 
هميشه اين حرف را گفته ايم : لومومبا انسان است ، موسي چومبه هم انسان است ، اگر بنا باشد فقط مسئله ، مسئله خدمت به خلق باشد ، خوب موسي چومبه يک خلق‏ است و لومومبا هم يک خلق ديگر ، پس چرا ميان اينها تفاوت قائل مي‏شويد ؟ چه فرقي است ميان ابوذر و معاويه ،
اگر حساب خدمت به خلق است ؟ آيا به هر دو بايد خدمت کرد ؟
پس اينکه انسانيت يعني خدمت به خلق و هيچ ارزش ديگري ندارد ، باز يک نوع افراط ديگري است .


خداوند متعال در سوره بقره ، آيه   177مي فرمايد


« ليس البر ان تولوا وجوهکم‏ قبل المشرق و المغرب و لکن البر من امن بالله و اليوم الاخر و الملائکة و الکتاب و النبيين و اتي المال علي حبه ذوي القربي و اليتامي و المساکين‏ و ابن السبيل و السائلين و في الرقاب »". نيکوکاري به اين نيست که روي خود را به شرق و غرب بچرخانيد ، بلکه نيکوکار کسي است که به خدا و روز آخرت و فرشتگان و کتاب الهي و انبيا ايمان داشته باشد و در راه دوستي خدا مالش را به نزديکان و يتيمان و درراه ماندگان و درخواست کنندگان و بردگان انفاق کند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 13:9  توسط زهرا شجاعی   | 

گیرم نشاط و شادی دنیا را                            

یک سر به دامن دل من ریزند

آیا در آن زمان که بخندم شاد

لرزان لبی ز ناله نخواهد سوخت؟

طفلی درون کلبه تنگی سرد

با مادری گرسنه نمی‏لرزد؟

آخر کنار حسرت و رنج ای دوست

فارغ کجا توان شد و خوش خندید؟

آن اشک را چگونه نباید دید؟

وان ناله را چگونه توان نشنید؟

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 20:15  توسط زهرا شجاعی   | 

برکات خدمت

امام صادق علیه السلام: مَن کَانَ فِى حاجَةِ أخیه کَانَ اللهُ فِى حاجَتِه؛(114) هر کس در پى برآوردن حاجت برادر خود باشد، خداوند نیز در تدبیر نیازمندیهاى او است. «برادرى» از برجسته ترین نمودهاى جامعه دینى است، گره گشایى، همراهى و دستگیرى از یکدیگر عامل استحکام این برادرى است که در قرآن کریم بر آن تأکید شده است. نیز حضرت صادق علیه السلام مى فرماید: «مَن قَضى لأخیهِ المُؤمنِ حاجَةً قَضى الله لَه حَوائِجَ کَثیرةً»؛(116) کسى که یک حاجت برادر دینى خود را برآورده نماید، خداوند بسیارى از حاجت ها و خواسته هاى او را برآورده خواهد کرد.

این جهان کوه است و فعل ما ندا - سوى ما آید ندا- وسنت الهى بر این است که دنیا دارِ کار، و آخرت، وقت حساب و ثواب و جزا باشد و لى از آن جا که هر کار خوب تأثیرات مثبت و هر گناهى، پلیدى مى آورد، آثار بخشى از نتایج کارها در همین دنیا، پیدا و دامنگیر انسان مى شود.


+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:45  توسط زهرا شجاعی   | 

تقدّم رفع حاجت مردم بر هر كارى

يكى از شيعيان مى‏گويد: در مسجد الحرام مشغول طواف بودم، يكى از دوستانم از من درخواست دو دينار وام كرد، به او وعده دادم كه پس از طواف حاجتش را برآورده سازم، هنوز طوافم به پايان نرسيده بود كه امام صادق (ع) وارد شد و دست بر شانه‏ام نهاد و بر من تكيه كرد و هر دو مشغول طواف شديم. طواف من تمام شد ولى به احترام امام صادق او را همراهى كردم و طواف را ادامه دادم، آن مرد حاجت‏مند كه در كنارى نشسته بود و امام صادق را نمى‏شناخت به خيال آن كه من حاجتش را فراموش كرده‏ام هربار كه از مقابلش مى‏گذشتم با دست اشاره مى‏كرد و مطلبش را يادآورى مى‏نمود. امام صادق (ع) از من پرسيد: چرا اين مرد به تو اشاره مى‏كند؟ گفتم فدايت شوم او منتظر من است كه پس از طواف نزد او روم و وامى به او بدهم و چون دست مبارك شما بر شانه من است خوش ندارم شما را ترك گويم. امام صادق (ع) بدون لحظه‏اى تأمل، دست از روى شانه من برداشت و فرمود: مرا به حال خود گذار و برو حاجت او را برآور. من رفتم و كار او رااصلاح نمودم. روز بعد امام صادق را ديدم كه بااصحابش سخن مى‏گفت: تا مرا ديد سخن خود را قطع كرد و فرمود: اگر براى بر آوردن حاجت يكى از برادران مؤمن خود تلاش و سعى كنم نزد من بهتر و محبوب‏تر است از آزاد كردن هزار بنده و بسيج نمودن هزار نفر در راه خدااست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:41  توسط زهرا شجاعی   | 

بر آوردن حاجات مردم

مسلمانان نبايد نسبت به احتياجات و مشكلات يكديگر بى‏تفاوت باشند. تشريك مساعى در رفع حاجات مردم موهبتى الهى است. البته براى كسانى كه جوياى رضايت پروردگار و امنيت در روز قيامت‏اند.

خداوند متعال بندگانى را كه در روى زمين در برآوردن نيازمندى‏هاى مردم تلاش مى‏كنند به اجر و پاداش فراوانى وعده داده است و به تعداد گام هايى كه در اين راه بر مى‏دارند نيز حسنه مى‏دهد. پيامبر اكرم (ص) فرمود: هر كس در انجام حاجات برادر دينى‏اش بكوشد مثل آن است كه هزار سال، خداوند را عبادت كرده به اين ترتيب كه روزها را روزه و شب‏ها را به نماز ايستاده باشد.

اشخاصى كه با بى‏توجهى در مقابل گرفتارى و مصائب ديگران روزگار مى‏گذرانند، در حالى كه مى‏توانند پناهگاه حاجت مندان باشند در اين زمينه كوتاهى كرده و به ذلت و خوارى و عذاب الهى مبتلا مى‏شوند. امام صادق (ع) فرمود: هر مؤمنى كه دست رد بر سينه برادر نيازمندش بزند با اين كه مى‏تواند از پيش خود يا ديگران نياز او را برآورد، خداوند روز قيامت او را با روى سياه و چشم كبود و دست‏هاى به گردن بسته محشور مى‏كند و سپس گفته مى‏شود: اين است خيانت كارى كه به خدا و پيامبرش خيانت كرده، آن‏گاه او را به دوزخ مى‏برند.

بر اساس سيره عملى ائمه معصوم (ع) مى‏بايست در اولين فرصت نياز ديگران را برآورده ساخت و قبل از درخواست آنها اقدام نمود تا آبرويشان خدشه دار نگردد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:31  توسط زهرا شجاعی   | 

شاد كردن مؤمن

از ارزش‏هاى پسنديده اخلاقى، كه با نيكى قرين است و در آيين اسلام بدان تأكيد شده، خوشحال نمودن بندگان خداست. از فرمايشات بزرگان دين در مى‏يابيم كه خوشحالى بنده‏اى از بندگان خدا، سرور پيامبر و امامان و رضايت پروردگار را به دنبال دارد و انسانى كه در شادى ديگران شريك بوده و گرد و غبار غم را مى‏زدايد و در راهى هدف‏مند دلى را به دست مى‏آورد، به خدا نزديك مى‏شود.

امام باقر (ع) فرمود: «يك لبخند بر روى چهره برادر ايمانى حسنه‏اى است در نامه عمل تو و رفع گرفتارى از او حسنه‏اى ديگر است و خداوند با هيچ عمل و عبادتى همچو شادكردن يك مؤمن پرستش نشده است».

اسلام با دستورات عالى و جاودانى براى ساخت جامعه‏اى سالم و پرنشاط، انسان‏ها را به شاد زيستن در كنار هم دعوت نموده است، زيرا در جامعه‏اى كه غم و اندوه فراوان باشد زندگى ديگران نيز دستخوش خمودگى و آسيب مى‏گردد.

اجتماع بشرى مانند يك پيكر است كه با اختلال يك عضو، سلامتى و نظمش بهم مى‏خورد و براى برگشت دوباره سلامتى نياز به همكارى و هماهنگى ديگر اعضا است. بنابراين وجود افراد نيازمند و درمانده، سلامتى روحى و روانى جامعه را خدشه دار مى‏كند كه همه توان مندان مى‏بايست در رفع اين مشكل بكوشند.

امروزه مشكلات اقتصادى از جمله دغدغه خانواده‏هاست و چه بسا افرادى كه اين غم و اندوه را در دل خويش پنهان ساخته و صورت هايشان را با سيلى سرخ نگه داشته‏اند.

از رسول اكرم (ص) پرسيدند: كدام كارها نزد خدا محبوب‏تراست؟ فرمود: دنبال سرور و شادى يك مسلمان بودن. سؤال شد: چگونه؟ فرمود: با سير كردن شكم او، رفع غم و اندوه و پرداخت بدهى‏هايش.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:24  توسط زهرا شجاعی   | 

آداب احسان

در سيره معصومين (ع) احسان كردن با نكاتى بسيار ظريف و دقيق همراه است كه رعايت آنها سبب ارتقاى عمل و مقبوليت آن مى‏شود كه برخى از آنها عبارت اند از:

الف - شتاب در نيكى:                              

يكى از آداب احسان، شتاب در اين عمل است. از دست دادن وقت و منتظر نگه داشتن نيازمندان، سبب پشيمانى و حسرت مى‏شود و آدمى را از پاداش شايسته و آرامش وجدان محروم مى‏سازد.

شتاب در احسان همانند ميوه‏اى بر درخت است، همان طورى كه درخت پس از ميوه دادن گوارايى و سودش بر همگان آشكار مى‏گردد، احسان در وقت نيازمندى هم لذت بخش و گواراست. امام على (ع) مى‏فرمايد: «برطرف كردن نيازهاى مردم پايدار نيست مگر به سه چيز: 1- كوچك شمردن خدمت، تا خدا آن را بزرگ نمايد،2- پنهان داشتن آن، تا خدا آن را آشكار سازد، 3- شتاب در برآوردن نياز، تا براى محتاج گوارا و مسرت بخش باشد».


ب - منع منت گذارى

از جمله آفات احسان و خدمت به مردم منت گذارى است كه با اين كار ماهيت عمل، باطل مى‏گردد. خداوند متعال در سوره بقره آيه 264 مى‏فرمايد: «ولا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى»؛ صدقاتى كه مى‏دهيد و احسان‏هايى كه به مردم مى‏كنيد با منت و اذيت از بين نبريد.

بزرگان دين كه در موقعيت‏هاى مختلف به رفع مشكلات و گرفتارى‏هاى مردم اقدام مى‏كردند به پيروان خويش آموخته‏اند كه براى حفظ آبروى اشخاص در پنهان احسان كرده و از منت گذارى بپرهيزند. اگر انسان درك كند كه به خاطر حضور حاجت‏مندى كه بر او وارد شده و مورد احسان واقع گرديده به چه مقام و فضيلتى در بارگاه الهى نائل مى‏گردد هيچ گاه نيكى‏هايش را با منت ضايع نمى‏كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:21  توسط زهرا شجاعی   | 

آثار خدمتگزاری

حضرت حسین بن علی علیه السلام برای توسعه امر خدمت‏رسانی در جامعه، مردم را از آثار این امر مقدس آگاه کرده، می‏فرماید:

«فمن تعجل لاخیه خیرا وجده اذا قدم علیه غدا ومن اراد الله تبارک وتعالی بالصنیعة الی اخیه کافاه بها فی وقت‏حاجته وصرف عنه من بلاء الدنیا ما هو اکثر منه ومن نفس کربة مؤمن فرج الله عنه کرب الدنیا والآخرة; (15) هر کس برای نیکی [و خدمت‏رسانی] به برادر خود بشتابد فردا نتیجه آن را خواهد دید و کسی که برای خدا به برادر دینی خود یاری نماید خداوند او را به هنگام نیازمندی یاری خواهد کرد و بیشتر از آن او را از بلاها و گرفتاریها دور خواهد ساخت و آن کسی که اندوه و غم را از دل مؤمنی بر طرف نماید، خداوند متعال غم و غصه‏های دنیا و آخرت [او] را برطرف خواهد نمود »

                                             

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:17  توسط زهرا شجاعی   | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 17:2  توسط زهرا شجاعی   | 

رفتار دل‏پذیر

اگر در مواردی انسان نتواند نیاز حاجتمندی را برآورد، شایسته است که او را با زبان خوش و رفتاری دل‏انگیز راضی کند; چرا که برای خدمتگزار وظیفه شناس همیشه کمک مالی به درماندگان ممکن نیست; ولی او می‏تواند با رفتار دل‏پذیر خود، مرهمی بر زخم دردمندان، بگذارد; همچنان که رسول گرامی اسلام می‏فرماید:

«انکم لن تسعوا الناس باموالکم فسعوهم باخلاقکم; شما هرگز نمی‏توانید همه مردم را با بذل مال [راضی کرده] و گشایشی در زندگی بر ایشان ایجاد کنید ولی با اخلاق خوشتان آنان را خشنود کنید»

آرزو دارم که گر گل نیستم، خاری نباشم

                                                       باربرداری زدوشی نیستم باری نباشم

گر چه نتوانم ستانم حق مظلومی ز ظالم

                                                     باری این خواهم که همکار ستمکاری نباشم

نیستم گر نوشدارویی برای دردمندی

                                                     نیز بابی دست و پایی نیش جراری نباشم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 16:55  توسط زهرا شجاعی   | 

آداب خدمت رسانی

در سیره امام حسین علیه السلام در زمینه خدمت رسانی نکات ظریفی وجود دارد که دقت‏بیشتر خادمان دلسوز را می‏طلبد . توجه به شخصیت و حیثیت افراد در امر خدمت رسانی از مهم‏ترین ویژگیهایی است که شایان توجه می‏باشد; چرا که اگر در ضمن اجرای نیکی و احسان و کمک به ارباب رجوع به عزت نفس و آبروی افراد بی‏توجهی شود، نه تنها عمل خدمت رسانی نتیجه مثبت نخواهد داد بلکه مایه انزجار و نفرت نیز خواهد بود . دراین صورت شیرین‏ترین ثمره خدمت‏به تلخ‏ترین خاطره‏ها تبدیل خواهد شد; به همین جهت، حضرت سیدالشهداء علیه السلام به این نکته لطیف توجه خاصی داشت و در مواجهه با نیازمندان این شیوه را رعایت می‏کرد .                                            

 

                                                                1228606-101a29f7b1b31204.jpg

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 16:47  توسط زهرا شجاعی   | 

خدمتگزاری به مردم در سیره و سخن امام حسین علیه السلام

یکی از مهم‏ترین آموزه‏های قرآن و اهل بیت علیهم السلام خدمت‏به مردم و نیازمندان جامعه است . از دیدگاه مکتب حیاتبخش اهل بیت علیهم السلام خدمتگزاری به افراد جامعه، حد و مرزی ندارد و یک دین باور حقیقی در تمام صحنه‏های زندگی با الهام از رهبران آسمانی خویش می‏کوشد تا باری را از دوش دیگران بردارد و خدمتی را به بشر ارائه کند; گر چه فرد مخدوم، هم کیش او نباشد، البته خدمت‏به اهل ایمان اهمیت ویژه‏ای دارد .

امام حسین علیه السلام با تاکید بر این باور وحیانی می‏فرماید:

«اعلموا ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم فتتحول الی غیرکم;  بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه می‏کنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید] که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محول خواهد شد»

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 16:27  توسط زهرا شجاعی   | 

چگونه خدمت گذار خوبي براي جامعه باشيم ؟

کسي که مسؤوليتي بر دوش دارد, چه در بعد معنوي و چه در بعد مادي , و درازاي کار, مزد دريافت مي کند, خدمتگزار نيست گر چه نتيجه تلاش او در راسـتاي خدمت به خلق قرار مي گيرد. خدمتگزار, واژه اي است که با چگونگي عمل و نيت فرد ارتباط دارد.
البته اگر شخصي در انجام وظيفه اش کوتاهي نکرد و آن را به بهترين وجه انجام داد و علاوه , هم و غم خويش را در رفع نارسائيهاي زندگي مردم قرار داد تابع يکسري مقررات خشک و دست و پاگيراداري نبود, نام خدمتگزار, بر او زيبنده و شايسته خواهد بود بنابراين , هر خدمتگزار مالا به جامعه خدمت مي کند ولي هر خدمتي خدمتگزاري نيست .
معلمي که علاوه برانجام دقيق وظايف , براي رشد و شکوفايي شاگردان , دل مي سوزاند,عالمي که علاوه بر تبيين احکام دين , درامور خير و مسائل زندگي مردم پيشگام است و با مبارزات و فداکاريهايش ,از لذتهاي زندگي چشم مي پوشد, متمکني که علاوه برانجان وظايف شرعي , بااموال و دارائيش باني مراکز سودمند مي گردد و به نيازمندان امداد مي رساند و بالاخره آن رزمند بسيجي که از ناموس وارزشهاي ديني , عاشقانه به دفاع بر مي خيزد, همه ,از نمونه هاي بارز خدمتگزاري بيشمارند. بدينسان مي يابيم که در مفهوم خدمتگزاري , گذشت , فداکاري ,ايثار, تحمل سختي و ناگواري و احساس هبستگي به همنوعان نهفته است .
انسان اجتماعي است و در جمع , استعداش شکوفا مي گردد انسانها, همانند سنگهايي نيستنداز يکديگر بي خبر و با هم بي ارتباط بلکه مانند حلقات يک زنجيره اند که حيات و قوامشان در گرو پيوستگي و وابستگي است . به همين جهت , در فرهنگ بشري , همواره , به اين مساله توجه گرديده و به تعبيرهاي گوناگون , جامعه انساني به اين سو فراخوانده شده است .انديشه وران و مصلحان , با بيان و قلم , مردم را به تعاطف , تعاضد, همدلي و خدمت رساني دعوت کرده و آن را از مقومات جامعه واجتماع برشمرده اند.اديان الهي , که براساس ارزشهاي فطري و واقعي استوارند, به اين امر عنايت کرده و نقش اساسي را درايجاد و تقويت اين روحيه داشته اند و پيامبران و آورندگان پيام الهي , در راس خدمتگزاران جوامع بشري بوده اند. در فرهنگ و معارف اسلامي , به اين صفت و عمل شايسته سفارش فراوان شده است . دراين دين بزرگ ,ارزشمندترين مردم , سودمندترين آنان است :
 خيرالناس انفعهم للناس
با توجه به وسعت و گستردگي معناي خدمتگزاري , مي توان آن را به دو بخش عمده تقسيم کرد:
1- خدمتهاي مادي .
-2 خدمتهاي معنوي .
تاسيس مدارس و موسسات , مراکزامداد تلاشهايي از قبيل : امدادرساني , ساختن مدرسه , دانشگاه , مسجد, پاک , ورزشگاه و...از مقوله خدمات مادي است .
خدماتي مانند: تعليم ,ارشاد, پاسداري از عقيده واخلاق مردم , تبليغ ديني , ستيز با متجاوزان , کوشش در راه استقلال و عزت و بالاخره فداکاري و فدا شدن در راه ايمان و عقيده از جمله خدمتهاي معنوي شمرده مي شوند.
اينک که مقصود مااز به کار بردن واژه خدمتگزاري , دراين مقاله , بيان شد ,اشارتي خواهيم داشت به ارزش واهميت خدمتگزاري و برخي از جوله هاي آن .
اسلام و خدمتگزاري
اسلام , در برنامه ها و تعاليم , بر آن است که : جمع انديشي و جمع زيستي سازگار و با هدف را در پيروان خويش ,ايجاد و تقويت کند به گونه اي که مردمان را[ عيال خدا] بيند. در جهان بيني اسلام ,از يک طرف , مساله خدمت به خلق , مقدمه قرب الهي و نوعي عبادت تلقي شده است واز ديگر سوي , به هر اندازه که انسان در بعد شناخت و معرفت حق تعالي رشد و تکامل پيدا کند, در خدمت به مردم , بيشتر عشق مي ورزد زيرا شيفته حق , خدمت به خلق را جداي از بندگي خالق نمي بيند به همين جهت , در انسانهاي متعال
ي و فرزانه و آشنايان به جهان بيني اسلامي , حس نوعدوستي و خدمت به خلق و جامعه , بيشتر به چشم مي خورد.
پيامبراکرم[ ص] سودمندي و خدمت به مردم را در کنارايمان به خداوند, معيار و ملاک ارزشمندي انسان دانسته و مي فرمايد:
خصلتان ليس فوقهما من البر شي ء:الايمان بالله والنفع لعباداتالله ... .
ايمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او , دو خصلت نيک است که برتر از آن چيزي نيست .
ازاين بيان استفاده مي شود که اگر عشق و سوز به مردم , که نمودار محبت به پروردگاراست , بر روح آدمي حاکم گردد و باايمان واعتقاد به خداونددرآميزد,انساني خدمتگزار و پرتلاش مي سازد که هيچ گاه از خدمت به ديگران غفلت نمي ورزد که بفرموده رسول خدا[ ص] سلماني غير از خدمت به برادران مسلم واهتمام در رفع مشکلات آنان نيست :
من اصبح ولم يهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم
در برخي از روايات , خدمتگزاري يکی از ويژگيها و مشخصه هاي اصلي مومنان دانسته شده است: يکي از راويان مي گويد:ازامام صادق[ ع] شنيدم که فرمود:
المومنون خدم بعضهم لبعض . قلت : و کيف يکون خدما بعضهم لبعض ؟قال : يفيد بعضهم يعضا .
مومنان خدمتگزار يکديگرند. گفتم چگونه ؟ فرمود: به يکديگر فايده و سود مي رسانند.
اينها و صدها نمونه ديگراز تعاليم ديني دراين زمينه , نشاندهنده پيوندي تنگانگ بين ايمان و خدمتگزاري است .
آنان که خود را مومن مي پندارند و به پندار خود, براي قرب به خدا, عزلت مي گزينند واز مسئوليتهاي اجتماعي روي بر مي تابانند, با روح تعاليم اسلام بيگانه و در پيشگاه حق , عذري نخواهند داشت .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 15:57  توسط زهرا شجاعی   | 

خدمتگزاری ازدیدگاه ائمه

 از آن جا كه بشر دارای خوی اجتماعی بوده، و برای وصول به تكامل همه جانبه فردی و اجتماعی نیاز به تعاون هم گرایی و هم كاری دارد، پیامبران، امامان (ع)، ادیان و كتاب‏های آسمانی، همگان را به خدمت رسانی به همدیگر در عرصه‏های مختلف فرا خوانده‏اند. خدمت به خلق از اركان اصلی تمدن‏ها و نظام‏های الهی و انسانی است كه بدون آن زندگی انسان‏ها بی‏محتوا گشته و شاید به یك زندگی حیوانی تبدیل شود.

در مسئله خدمات، به دو بخش اساسی كه از آن به بخش آسیب‏شناسی و درمان تعبیر می‏شود باید توجه كامل داشت :

الف: از هرگونه عواملی كه ضد خدمت است جلوگیری شود.

ب): به هرگونه عواملی كه بنیه‏ها و بدنه‏های خدمت رسانی را تشكیل داده همّت گماشت و آن را تقویت كرد.

بنابر این خدمت كامل بستگی به پاك سازی و نیكو كاری دارد، لذا مبارزه همه جانبه با فساد، فقر، تبعیض و هرگونه انحرافات فكری و عملی، بخش اول خدمات رسانی را تشكیل می‏دهد. بخش دیگر آن احسان و نیكی به انسان‏ها، ایجاد شغل برای آنها، و سعی و كوشش در رفع نیازهایشان می‏باشد كه این دو بخش باید در طول و عرض همدیگر باشند، تا خدمات رسانی به طور سالم و چشم گیر و مفید، تحقق یابد.

زدودن جامعه از رشوه، گران فروشی، ربا خواری، بی عدالتی، رانت خواری، تبعیض، كلاه برداری، اسراف، جهل و ندانم كاری و خروج از خدا مداری بخش مهمی از خدمت به خلق و خدمات رسانی را تشكیل می‏دهند، به طوری كه اگر جامعه‏ای از این‏گونه امور پاك سازی نشود قطعاً امور مثبت كار ساز نخواهد بود، زیرا این امور، آثار درخشان كارهای مثبت را خنثی كرده، و نقش آنها را بی‏تأثیر می‏سازد. آیات متعددی از قرآن به تشویق خدمت به خلق در عرصه‏های گوناگون پرداخته است ؛ مثلاً می‏فرماید: «اِنَّ اللّهَ یَأمُر بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ(2)؛خداوند به عدالت واحسان فرمان می‏دهد.»

در جای دیگر می‏فرماید:«فَاستَبِقُوا الخَیراتِ(3)؛ در انجام نیكی‏ها و اعمال خیر بر یكدیگر سبقت جویید.

در آیه‏ای دیگر اعلام می‏كند: «اِنَّمَا المُؤمِنُون اِخوَةٌ(4)؛ مؤمنان برادر یكدیگرند.

همه این آیات ما را به خدمت به خلق از جهات مختلف فرا خوانده و تأكید می‏كند كه در خدمت رسانی به هم از یكدیگر پیشی گیرید و هرگز سستی نكنید؛ به ویژه مؤمنین، زیرا آنها با هم برادرند و آیین برادری اقتضا می‏كند كه با كمال عطوفت و مهربانی به همدیگر خدمت كنند و با تلاش مخلصانه مداوم، هرگونه موانع خدمت رسانی به آنها را از سر راه بردارند.

باید توجه داشت كه خدمت به خلق، مصادیق بسیار مختلفی دارد و هرگونه گره‏گشایی و نجات انسان‏ها خدمت است، ولی اولویّت‏ها را باید شناخت و آنچه مهم‏تر است مقدّم داشت؛ مانند: اولویّت‏های معیشتی، مسكن، بهداشت، قرض الحسنه و امثال آن. برای توضیح بیشتر، به بخشی از مصادیق خدمات اسلامی كه در كلام امام سجّاد (ع) آمده اشاره می‏كنیم.

آن حضرت فرمود: «هركس حاجت برادر دینی خود را برآورد، خداوند در عوض، صد خواسته او را كه یكی از آنها بهشت است برآورد، هركس ناراحتی و گرفتاری برادر دینی خود را بر طرف سازد، خداوند در روز قیامت ناراحتی‏های او را محو كند، و كسی كه برادر دینی خود را در برابر ستم گری یاری كند، خداوند او را از پل صراط ـ كه محل لغزش قدم‏ها است ـ آسان بگذراند و كسی كه در رفع نیاز او بكوشد و او را خوشحال كند، مانند آن است كه رسول خدا (ص) را خوشحال نموده است. كسی كه به دادن جرعه آبی، تشنگی او را برطرف كند، خداوند او را از شربت‏های سر به مُهر بهشتی سیراب نماید و كسی كه با دادن غذایی، او را از گرسنگی برهاند، خداوند از میوه‏های بهشت به او بخوراند و كسی كه برهنه‏ای را بپوشاند، خداوند جامه‏هایی از استبرق و حریر بهشتی بر تن او بپوشاند و كسی كه به فقیری با این كه برهنه نیست، لباس دهد، همواره در پناه خدا خواهد بود، تا وقتی كه از آن پارچه نخی باقی باشد. كسی كه برادر مؤمنش را در پیشامدی كه موجب خواری و سرشكستگی او است كفایت كند و آبروی او را در آن حادثه حفظ كند، خداوند نوجوانان جاویدان بهشت را خدمت گزار او سازد و كسی كه پیكر او را از مركب پیاده كند، یا بدن بیمارش را به دوش گیرد، یا جنازه‏اش را حمل كند، خداوند او را از قبر برناقه‏ای از ناقه‏های بهشت سواره، وارد محشر سازد، به گونه‏ای كه برفرشتگان افتخار نماید. كسی كه جنازه مؤمنی را كفن كند، به گونه‏ای باشد كه او را از آغاز عمر تا لحظه مرگش پوشانده است و كسی كه واسطه ازدواج برادر دینی اش شود تا همسرش موجب آرامش و انس او گردد، خداوند در عالم قبر كسی را كه به صورت محبوب‏ترین بستگان او است با او مأنوس نماید و هر كس در هنگام بیماری‏اش از او عیادت كند، فرشتگان الهی در آن وقت، او را فرا گیرند و برایش دعا كنند، تا هنگامی كه به خانه‏اش باز گردد و به او بگویند پاكیزه گشتی و بهشت برای تو پاك و آماده شد. سوگند به خدا! برآوردن حاجت مؤمن نزد من از روزه و اعتكاف و روزه دوماه پی در پی از ماه‏های حرام، محبوب‏تر خواهد بود».(5)

در این حدیث به سیزده كار نیك اشاره شده كه هر كدام از آنها به نحوی خدمت به خلق است. بنابر این خدمات رسانی دارای ده‏ها مصداق می‏باشد، ولی چنان كه گفتیم باید اولویت‏ها را شناخت و برای تحقق آنها كوشید.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 15:19  توسط زهرا شجاعی   | 

عبادت جز خدمت خلق نیست

غنودم و در رویا دیدم زندگی سراپا شادمانی است!

بیدار گشتم و دیدم که زندگی هیچ چیز مگر خدمت نیست.

 کمر به خدمت بستم و دریافتم که خدمت، همانا شادمانی است.

                                                                                   (( رابیندرانات تاگور))

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت 16:26  توسط زهرا شجاعی   |